
توجه: جلسه این هفته در مکان جدید در ساعت ۴ بعد از ظهر برگزار می شود. آدرس: ۲۳۵
Hutt Library, Hutt Street, City
دوستان سلام و صد درود!
بعد از یک هفته خستگی و غرق در مشکلات روزمره زندگی، ساعت ۳:۴۰ به میعادگاهمان یعنی " مرکز نویسندگان استرالیای جنوبی" رسیدم. زودتر از موقع آمده بودم و فرصت را غنیمت شمرده با بای یکی از شاعران جوان هموطن در هرات تلفن کردم و از اوضاع فرهنگی آن دیار پرسیدم. خبرهای خوشی از برگزاری مرتب جلسات شعر جوانان و دیگر برنامه های ادبی در هرات گفت و من نیز از جمع کوچکمان گفتم.
مثل همیشه، جلسه نقد و بررسی شعر این هفته نیز با حضور تعدادی از دوستان شاعر شهر ادلید برگزار شد. برنامه طبق معمول با خبرهای تازه فرهنگی و هنری شروع شد. یکی از خبرها برگزاری شب های موسیقی توسط " گروه هنری مهر" بود که به سبک کلاسیک و با سازهای سنتی برنامه اجرا می کنند و هفته قبل میهمان فارسی زبانان ادلید بودند.
در قسمت بعدی برنامه، نوبت به آقای احمدی رسید تا ادامه درسهای مبانی نظری شعر (زبان شعر) را ارایه بدهند. اجازه بدهید نگاه خلاصه واری به این بحث داشته باشیم. موضوع این هفته ترکیب سازی در عرصه زبان شعر بود. واژه ها را مثل به دو گونه کلی تقسیم کرد: ۱ منفرد - تک واژه ۲ مرکب.
مثلا: واژّهای منفرد = نقش ، ایوان ......
واژهای مرکب: نقش + ایوان = نقش ایوان
برای تازگی زبان شاعر باید ترکیب سازی کند. در این مقطع یکی از دوستان از ترکیب سازی و واژه سازی شکسپر مثال آورد. در بشتر و مثال ها می دیدیم که شاعرانی با ترکیب دو واژه منفرد واژه مرکب ساخته اند. به طور مثال: نعره + سنگ = نعره سنگ در اینجاست که شاعر نو آوری کرده و دید تازه ای است.
خواب دریچه را با نعره سنگ بشکن
بار دیگر به شادی دروازه های شهر را بر سپیده ها وا کن
یا
موج + آهن = موج آهن
دستی نه زورقی فرو رفته در موج آهن
چرخ + باد = چرخباد
چرخباد خاک و دود چون غول از خمره ای سنگ رها شد
شاعران با بهره گیری از تکنیک ترکیب سازی هدف های زیر را دنبال می کنند:
۱- استحکام بخشی به شعر
۲- و وسعت بخشی به زبان شعر
۳ -افزایش امکانات زبانی است که شاعر کار، جدیدی در حوزه زبان انجام می دهد
۴- ایجاد و انتقال مفاهیم بیشتر و گسترده تر در زبان
۵- رسانایی بیشتر در حوزه زبان
۶- پربار کردن زبان عامه و محاوره ای
۷- کمک به ایجاز در شعر
مثلا احمد شاملو از ترکیب واژه های روزمره و معمولی یک مفهوم جدیدی ساخته اند.
مانند: شیر، آهن، کوه، مرد = شیر آهن کوه مردا که تویی
بخش بعدی برنامه به خوانش اشعار شاعران پرداخته شد. و دوستان هر یک شعرها را نقد و بررسی کردند .نمونه هایی از اشعار دوستان را با هم می خوانیم.
شعری از الیاس علوی
كسي بيدليل به حمّام نميرود
قطرههاي ِرخوت ِهماغوشي را ميشويد
يا عقدههاي ِعقیم ِ رگها را ميگشايد
هيچ كس بيدليل به ميخانه نميرود
دندانهايش زيبايي ِپسري را به نيش كشيده
يا شانههايش به ديدار تازيانه دلتنگ است
آن دخترك لاغر نيز بيدليل نميرقصد
اندوه، بر موهايش نفت ميريزد
گرسنگي، چنين دستهايش را تكان ميدهد
من اما بيدليل به خيابان رفتم
و به عابران سلام دادم
كسي صورتش را گرداند
لبخند تيزي داشت
"مرگ" بود .
چيزي بگو
تا از وسوسهء تاريكي برگردم.

شعری از راضیه علی
آفتاب زل زده در چشمهای من
"گویی تمام آبشارها
خنده ات را نوشیده اند"
چشمانت را به تازگی می شناسم
و دستانت را لمس خواهم کرد
در زمان که ادمها از نفرت می میرد
بزرگ شدن بالهایم را نظاره می کنم
پروازم را به سوی تو به هیچ کس نخواهم گفت!!
در پایان شعری از یکی از جوانان هموطن خوانده شد که بسیار زیباست:
(ج. مونس)
وقتی کلاهت را
از روی پیشانی بلندت برمیداری
واژه های نگفته ی زیادی
گویی زندان گوانتانامو را دیوار می کوبند
وقتی ،
گیسوان بلندت را
شب توان دیدن نیست
ستون فقراتم تیر میکشد
شب روی دوشم سنگینی میکند
وقتی واژه های شعر تو
شروع به باریدن میکند
طبیعت زندگی
ریشه هایش مستحکمتر
و ذهن درختان مملو می شوند از قناری و بلبل
وقتی ،
وقتی کلاهت را ازسرت برمیداری
انعکاس نور پیشانی بلندت
افسار نظام مفلوک قارچ های سمی را ،
فرو می بندد تکثیر اشباح تعفن
در دودمانی که دروغ است وفریب !
وقتی ،
وقتی شعر تو سرازیر میشود .....
به امید دیدار